جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
403
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
را اداره مىكردند - مقايسه كنيم و سپس بين گذشت بىدريغ و بزرگوارى وى و سختگيرى و فشار كشنده آنان ، مقابلهاى بهعمل آوريم ، خواهيم ديد كه على اوج مىگيرد و بزرگ مىشود و آنان پست مىگردند و سقوط مىكنند . و البته نبايد در اين امر شگفتى زيادى داشت ، زيرا كه ايمان در نزد على ، از اصول انسانى و از بينش عمومى وى نسبت به زندگى و هستى سرچشمه مىگرفت ، در حالىكه ايمان ! بسيارى از آن رجال دينى ! ، مظهرى از مظاهر عبوديتى بود كه به شكل عادت درآمده و از اصالت انسانيت و زيبايى ، بر كنار بود . * * * و ما ، وقتى امروز با تعصب دينى و مذهبى مىجنگيم و مىدانيم كه تعصب دينى بىمورد در هر صورت مقبول نيست ، مىبينيم كه برخى ملتها اين تعصب را به تعصبهاى كشندهتر و خطرناكترى تبديل كردهاند : تعصب بهخاطر مليتها و نژادها ، يا تعصب براى مذاهب سياسى ، كه هيچگونه گذشت و اغماض و عفوى در آن راه ندارد و از هيچ چيزى روگردان نيست ! اينچنين تعصبهايى از جهل و حماقت و سودپرستى ويرانكنندهاى انباشته است . براى آنكه يك فرد متعصب بهطور ضمنى مىگويد كه حق همان است كه او دارد و فقط آنچه را كه او فهميده است ، حق است ! و نظريه صحيح درباره جهان ، همان است كه او مىگويد ! و رأى و نظر او درباره مسائل انسان و زندگى ، حقيقت تغييرناپذيرى است كه هيچگونه انعطاف و تعديلى را نمىپذيرد . و از اينجاست كه هواداران تعصبهاى نژادى يا مذاهب و مكتبهاى سياسى ، دانسته يا ندانسته ، در گرداب « دگماتيسم » غرق مىشوند ! و جزميّت نسبت به مذهب يا مسلك